دوری از یار مرا بی سر و سامان کرده
مبتلایم به غم و غربت هجران کرده
سالها رفت و دلم طالب دیدار نشد
غفلت از دوست مرا سخت پشیمان کرده
در خور شأن کریمان نبُوَد راندن من
چشمهایم طمع دست کریمان کرده
هرچه با کرده ی خود خاطر او آزردم
در عوض او به گدا لطف فراوان کرده
جاودانه بشود خیر ز عمرش بیند
هرکه ما را ز غم یار پریشان کرده
چه کسی خواست که سینه زن جدّش باشم؟
چه کسی بود که اینگونه دعامان کرده؟
دست خالی ز عزاخانه ی آقا نرود
هرکسی را که خود فاطمه مهمان کرده
روضهها فرصت خوبی است که ره گم نکنم
کسری سال مرا این دهه جبران کرده
دلم اینگونه اگر شور محرّم دارد...
هرچه کرده نمک ذکر (حسینجان ) کرده
احسان محسنی فر
برچسب: غفلت از دوست,
نویسنده: آرمان نعمتی